قضیه پرتو نادری وجناب داود علی نجفی وزیر ترانسپورت و هوانوردی کشور چند روزی است که در فضای مجازی خیلی داغ است. من هیچکدام از این دو شخصیت را از نزدیک ندیده ام و نمیشناسم شان، به عنوان هموطن این دو بزرگوار به قضیه مینگرم ونظرم را مینویسم.
تا جایی که من پی بردم مسله این دو بزرگوار یک مسله حقوقی است.
«جناب پرتو نادری در مقاله ای جناب نجفی را متهم کرده است که ایشان در جلسه ای با چند نفر گفته است: حامد کرزای را من ریس جمهور ساخته ام.»
حال جناب داود علی نجفی این اتهام پرتو نادری را بی پایه واساس خوانده واز ایشان به علت نشر اکاذیب ودروغ به دادگاه شکایت نموده است. به نظر شما شکایت داود علی نجفی از جناب پرتو نادری در دادگاه وپیگیری مسله از مجرای قانونی چی ایرادی دارد؟ جناب پرتو نادری در مقاله اش جناب نجفی را به تقلب در نتیجه انتخابات ریاست جمهوری متهم کرده است واین حق طبیعی هر شهروند است که اعاده حیثیت کند ویا از طرف بخواهد که مدارک و مستندات اش را در دادگاه ارایه کند.
اگر جناب پرتو نادری بر اساس سند ومدرک قابلِ قبول چنین مطلبی را در مورد نجفی نوشته است جای نگرانی و اضطراب وهیاهو نیست. ایشان باید در دادگاه حاضر شده مدارک ومستنداتی را که به آن در مقاله اش استناد کرده است در دادگاه ارایه کند واگر دادگاه مستندات ومدارک ایشان را قابل قبول دانستند در آنصورت جناب نجفی باید به جرم تقلب ودستکاری در نتیجه انتخابات باید محاکمه و به زندان برود نه اینکه چنین شخص متخلف ومجرمی برچوکی ریاست یک ارگان مهم ویا وزارت مملکت تکیه زده به کار وفعالیت هایش ادامه دهد. اما اگر جناب پرتو نادری حرف اش را بدون مدرک وسندِ قابل قبول زده است باید به عنوان یک شخصیت فرهیخته وادبی مملکت مسیولیت پذیر باشد وبه قانون و دادگاه مملکت احترام گذاشته ودرد دادگاه حاضر شود، نه اینکه ایشان بجای احترام گذاشتن به قانون با راه انداختن جنجال ودست یازیدن به یارگیری، پارتی بازی ویا قومی وحزبی سازی مسله بخواهد فضارا متشنج ساخته و افکار عمومی را از اصل ماجرا منحرف بسازد.
نکته قابل تامل برای شخص خودم این است که چرا در افغانستان فرهنگ احترام گذاشتن به قانون در کشور وجود ندارد؟ اگر جناب پرتو نادری به عنوان یک شخصیت ادیب وفرهیخته مملکت به قانون و دادگاه مملکت احترام نگذارد و سعی کند با بپا کردن هیاهو ویارگیری و یا قومی وحزبی سازی مسله بخواهدقانون گریزی کند از دیگرمردم که با کتاب وقلم ونبشتن وادبیات سروکار ندارد چی توقعی میتوانیم داشته باشیم؟

مسله اساسی احترام گذاشتن به قوانین ودادگاه مملکت وپیگیری مسایل این چنینی از مجرای قانونی است که متاسفانه در افغانستان از ریس جمهور، ادیب، دانشمند گرفته تا همه وهمه از آن فراری وگریزان اند وهمه بدنبال مجراهای غیر قانونی ودست یازیدن به پارتی بازی، یارگیری و... است.

حالا تعدادی از دوستان با حمایت از پرتو نادری مسله ازادی بیان را پیش کشیده اند.
مانده ام که این دوستان چی تعریفی از آزادی بیان دارند؟
آیا ازادی بیان به معنی متهم کردن دیگران به جرم های اثبات نشده بدون مدرک وسند است؟ اگر چنین است پس قوانین ودادگاه ومرجع رسیدگی به تخلفات وشکایات بی معنی است دیگه، نه؟

کور گوسپو کرکر رامه
جالب اینجا است که تعدادی آگاهانه میخواهند با مطرح کردن «آزادی بیان» یک مسله حقوقی میان دو انسان را به یک هیاهوی جمعی تبدیل نموده واذهان عامه را از اصل ماجرا منحرف کنند، این اشخاص میدانند که چیکار میکنند، اما اکثریت دیگر بدون لحظه ای درنگ وتامل روی مسله همینکه «آزادی بیان» را میبینند مثل کور گوسفند بدنبال صدای پای رمه راه میفتند.

بد نیست که آهسته آهسته بیاموزیم که کور گوسفند وار بدنبال صدای پای رمه حرکت نکنیم و تعقل، درنگ وتامل را پیشه کنیم بلکه رستگار شویم.